کد خبر: ۱۲۰
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۰
print send
پروفسور بیژن نجفی
استادیاران: علم شیمی بی‌شک از کاربردی‌ترین علوم‌ در زندگی بشر است. اگر از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شوید تا زمانی که روز به پایان می‌رسد به دقت و تیزبینی به پیرامونتان توجه داشته باشید، متوجه خواهید شد در همه لحظات‌ با مواد و واکنش‌های شیمیایی مختلفی سرو کار داشته‌اید و مهم‌تر این که گاهی نبود بعضی از این مواد می‌تواند زندگی روزمره شما را مختل کند.

بنابراین شاید بتوان به جرات گفت شیمی از جمله علومی است که نمی توان نقش آن را در زندگی نادیده گرفت. نمی توانید انسانی را پیدا کنید که در منزل یا محیط کارش با محصولات و کاربردهای این علم در ارتباط مستقیم نباشد. از آب و غذایی که می خوریم تا شستشو و تمیز کردن منزل و ابزارها و لباس هایی که می پوشیم همه و همه تصویری از علم شیمی و کاربردهای آن است.

همچنین بسیاری از ابزار و وسایلی که با آنها سرو کار داریم همه محصول صنعت شیمی است. اما به عقیده پروفسور بیژن نجفی، استاد دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان که به عنوان شیمیدان پیشکسوت برجسته کشور انتخاب شده، زندگی ما به تمام علوم ازجمله علم شیمی وابسته است. با او درباره علم شیمی و مشکلات پیش روی پژوهشگران این حوزه گفت وگو کرده ایم.

اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم اسامی بزرگانی مانند جابربن حیان، رازی، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به چشم می خورد که در حوزه علم شیمی افتخاراتی آفریده اند، این موضوع پیشگام بودن ایرانی ها در حوزه علم شیمی در سطح دنیا را ثابت می کند. چرا ایرانی ها بتدریج از علم شیمی فاصله گرفتند؟

باید به زمان گذشته بازگردیم. سلاطین و پادشاهان ما بیشتر به دنبال موضوعات غیرعلمی بودند. از افتخارات یکی از سلاطین گذشته ما این بود که به اتریش سفر کرده بود. او امپراتور اتریش را ملاقات کرده بود که فردی فرتوت بوده و در یک خانه اجاره ای زندگی می کرده است و این در حالی بود که او افتخار می کرد در قصری زندگی می کند که هزاران نفر در خدمت او بودند. همان زمان دانشمندان اتریشی کارهای تحقیقاتی انجام داده بودند و به دستاوردهایی دست یافته بودند که امروز ما نتایج همان مطالعات و پژوهش را در دانشگاه ها تدریس می کنیم.

من گاهی زمانی که برخی فرمول های شیمی را روی تخته کلاس درس می نویسم به دانشجویان می گویم این فرمول قدمتی 150 ساله دارد. به عبارت دیگر دانشمندان در آن زمان تحقیقات و مطالعاتی انجام داده اند که نتیجه آن را ما امروز می بینیم. جایی خواندم اگر امیرکبیر را نکشته بودند شاید وضع علمی امروز ما بالاتر از ژاپن بود.

من عقیده ای دارم که ممکن است بعضی ها با این عقیده مخالف و بعضی دیگر با آن موافق باشند. به نظر من ابرقدرت کشوری است که دانشمندان بیشتری داشته باشد. این مغزها هستند که کشوری را به یک ابرقدرت تبدیل می کنند. این ابرقدرت بودن می تواند هم جنبه های مثبت داشته باشد و هم جنبه های منفی اما به هر حال هر دوی اینها نتیجه کار دانشمندان است. بنابراین لازمه ابرقدرت بودن داشتن دانشمندان بسیار است. زمانی که ما به داشتن دانشمندانی مانند ابن سیناها، رازی ها و بیرونی ها افتخار می کردیم ابرقدرت بودیم. اما با از دست دادن آنها دیگر ابرقدرت نیستیم.

ایرانی ها اکنون در این حوزه دنباله رو دیگر کشورها و به عبارتی مصرف کننده هستند. چرا محققان ایران امروز در نوآوری در حوزه علم شیمی سهم زیادی ندارند؟ فکر می کنید نقص کار ما کجاست؟

من دنباله رو بودن را خیلی بد نمی دانم. حتی کشوری مثل آمریکا نیز در حوزه ای مانند طب سنتی دنباله رو کشور چین است. چون چینی ها در زمینه طب سنتی قدمت بیشتری دارند. من این روند را بد نمی دانم. به هر حال نحوه استفاده صحیح مهم است. ما باید فناوری را از دیگر کشورها بیاموزیم، آن را بومی سازی کنیم تا بتوانیم این فناوری را به خدمت مردم درآوریم. چه بپذیریم و چه نپذیریم، کشورهای دیگر در این حوزه از ما خیلی جلوتر هستند و ما نمی توانیم و نباید کارهایی که آنها انجام داده اند را بار دیگر تکرار کنیم. بلکه بهتر است به جای این کار به کمک نخبگان خود و متناسب با نیازهای جامعه مان از آنچه آنها به دست آورده اند به شیوه صحیح استفاده کنیم.

امروزه همه کشورها به هم محتاج هستند و هیچ کشوری نمی تواند به طور مستقل عمل کند. حتی کشوری مانند کشور آمریکا که از نظر علمی رتبه اول دنیا را دارد باز هم به دیگر کشورها محتاج است. هر قطعه از هواپیمای بوئینگ را یک کشور تولید می کند. بسیاری از دستگاه هایی که می خریم و از آنها استفاده می کنیم شامل قطعاتی است که هر یک از آن قطعات در یک کشور تولید شده است. بنابراین ما نباید تعصب داشته باشیم که باید از نقطه صفر شروع کنیم، همه کارها را خودمان انجام دهیم و دنباله رو نباشیم. در 20 سال گذشته ما بیشتر سراغ نوشتن مقاله رفته ایم و از جنبه های کاربردی علم غافل شده ایم. این برای کشور ما یک آفت محسوب می شود. البته منظور من این نیست که تولید مقاله کار خوبی نیست. تولید مقاله و جنبه های کاربردی علم لازم و ملزوم یکدیگرند. کشورهایی که از نظر فناوری پیشرفته هستند بیشترین تعداد مقالات علمی را دارند. زیربنای گام های پیشرفت در هر کشوری کارهای تحقیقاتی است و پیشبرد فناوری براساس این یافته ها انجام می شود. در همه جای دنیا همین طور است. اما تولید مقاله به تنهایی کافی نیست.

پس شما فکر می کنید تولید مقالات علمی می تواند شاخص و معیار مناسبی برای نشان دادن رشد علمی کشورها باشد؟

یکی از معیارها می تواند مقالات علمی باشد. اما همه داستان به اینجا ختم نمی شود. این که می گوییم دانشجویان ما رساله هایی می نویسند که در کتابخانه ها خاک می خورد فقط مختص دانشگاه های کشور ما نیست در دانشگاه های همه کشورهای دنیا هم همین طور است. یکی از استادان دانشگاه هاروارد تعریف می کرد به یکی از دانشجویانش که در مقطع دکتری فارغ التحصیل می شد گفته بود، پنج بیست دلاری بین صفحات رساله دکترای خود قرار دهد و آن را در کتابخانه بگذارد. در نخستین صفحه رساله هم بنویسد هر کس این رساله را بخواند می تواند یکی از آن بیست دلاری ها را از بین صفحات بردارد. وقتی این دانشجو پنج سال بعد به آن کتابخانه مراجعه کرد متوجه شد هنوز این صد دلار دست نخورده بین صفحات رساله اش باقی مانده است. یعنی در این مدت حتی یک نفر هم این رساله را نخوانده بود. نباید انتظار داشته باشیم هر تحقیق و پژوهشی که دانشجویی انجام می دهد به تولید منجر شود.اگر پنج تا ده عدد از هزار رساله بتواند یکی از مشکلات ما را حل کند باید خوشحال باشیم. ما باید به جنبه های کاربردی علمی و پژوهشی هم توجه داشته باشیم و کوشش کنیم از مجموع رساله ها درصدی از آنها به کار مفید منجر شود.

آیا صرف کارهای پژوهشی می تواند ما را به جایگاه قبلی که در حوزه علم شیمی داشتیم، بازگرداند؟

راهی جز این نداریم. همه کارها و موفقیت ها از پژوهش آغاز می شود. متاسفانه در کشور ما بین پژوهش و تولید یک فاصله ای یا حلقه مفقوده ای وجود دارد که فقط با استفاده از فناوری می توان این فاصله را از میان برداشت. در اختیار داشتن فناوری لازم برای عبور از این فاصله سرمایه گذاری های سنگینی می خواهد. در آزمایشگاه می توان یک کیلوگرم از هر ماده ای را براحتی تولید کرد. اما برای تولید یک تن از این ماده به فناوری نیاز داریم که در اینجا ما دچار نقص و کمبود هستیم. وقتی می خواهیم تولید را هزار برابر افزایش دهیم با مسائل و محدودیت های مختلفی مانند انرژی، فاضلاب، مسائل محیط زیستی، زمین، سوله، مقاوم بودن ساختمان و ایمنی تولید مواجه می شویم. نباید انتظار داشت هر کار دانشجویی یا کار تحقیقاتی به تولید منجر شود. دانشجو به حمایت همه جانبه نیاز دارد.

تا زمانی که نتیجه تحقیقات وارد زندگی مردم نشود و جنبه انتزاعی داشته باشد، ارزش چندان زیادی نخواهد داشت. پس بهتر است تحقیقات با توجه به نیازهای مردم جامعه انجام شود. در حوزه علم شیمی این نیاز چگونه شناسایی می شود؟

همین طور است. به همین دلیل دولت ها از طرح هایی که جنبه کاربردی داشته باشد، بیشتر حمایت می کنند. این روند در کشور ما آغاز شده است. متاسفانه گاهی در این روند با تغییراتی مواجه می شویم که مانع ادامه روند در مراحل بعد می شود. تغییر دولت ها و سیاست ها یکی از این محدودیت ها و مشکلات پیش روست. برای مثال افزایش قیمت نفت، به افزایش منابع ارزی و در نتیجه افزایش واردات منجر می شود . در مقابل با کاهش قیمت نفت حمایت از تولید داخلی افزایش پیدا می کند. نبود ساز و کار مناسب و مشخص در این روند اختلال ایجاد می کند. من با تعدادی از دانشجویان سابق خود که در صنعت و تولید فعالیت می کنند در ارتباط هستم. آنها بر این باورند زمانی که قیمت نفت کاهش پیدا می کند دولت از تولیدکننده داخلی بیشتر حمایت می کند. اما زمانی که قیمت نفت افزایش پیدا می کند حمایت از تولیدکننده داخلی هم به همین نسبت کم می شود.

در کشورهای دیگر نیز شرایط مشابهی حاکم است. برای مثال وقتی قیمت نفت افزایش پیدا می کند دولت ها سراغ انرژی های نو می روند و در شرایطی که قیمت نفت افزایش پیدا می کند این طرح ها نیمه کاره رها می شود. در همه حوزه ها دانشمندان با مشکلات مشابهی مواجه هستند.

اما به نظر می رسد صنعت باید در رفع این مشکلات نقش مهمی داشته باشد. چون این صنعت است که نیاز را به پژوهشگر اعلام می کند.

متاسفانه صنعت نسبت به دانشگاه و دانشگاه نسبت به صنعت بدبین است.

صنعت می گوید دانشگاه نمی تواند مشکلات و محدودیت های بخش صنعت را برطرف کند. آنها می گویند دانشگاه ها فقط شعار می دهند، مقاله می نویسند و طرح ارائه می کنند. اما این طرح ها عملی نیست. در نقطه مقابل دانشگاه بر این باور است صنعت انتظار دارد دانشگاه بتواند بلافاصله مشکلات را حل کند و حتما به جواب قابل قبولی برای حل مشکلاتش برسد. اما این امکان پذیر نیست. صنعت می خواهد از دانشگاه پاسخ مثبت بگیرد و مشکلات خود را حل کند. البته باید به صنعت هم حق بدهیم. چون سرمایه گذاری کرده و هزینه های زیادی را متقبل می شود. اگر با مشکل برخورد کند دیگر انگیزه ای برای تولید و تامین هزینه ها ندارد. بنابراین صنعت به دانشگاه به عنوان حل کننده مشکلاتش اعتقادی ندارد.

اما این کار در نهایت به نفع صنعت است.

نه تنها به نفع صنعت، بلکه به نفع دانشگاه هم است. من همیشه به دانشجویان این نکته را یادآوری می کنم. اگر از دانشگاهی بورس تحصیلی می گیرند و برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی و آمریکایی می روند باید بدانند هزینه تحصیل آنها را دانشگاه پرداخت نمی کند بلکه این هزینه از سوی صنعت آن کشور پرداخت می شود. یعنی صنعت دچار مشکل شده است و می خواهد به کمک نوآوری این مشکل را برطرف کند. بنابراین بودجه ای را در اختیار دانشگاه قرار می دهد ، دانشگاه بخشی از آن را در اختیار استاد و بخشی را نیز در اختیار دانشجو قرار می دهد. این بورس از سوی دولت آمریکا یا فرانسه به دانشجو تعلق نمی گیرد. در نهایت هم این صنعت است که سود می برد. وقتی طرحی به ثمر رسید سود آن نصیب صنعت می شود. مایکروسافت برای ساخت برنامک های مختلفی که روی گوشی های هوشمند نصب می شود از همه دانشجویان سراسر دنیا کمک می گیرد. بیش از ده هزار نفر برای شرکت اپل برنامک طراحی می کنند که برای این کار اپل مبلغی به آنها می پردازد. اما در نهایت از بین همه آنها دو تا سه برنامک انتخاب می شود. برنامکی که بهتر باشد سود قابل توجهی را نصیب اپل می کند. شرکت مایکروسافت همه کارها را خودش انجام نمی دهد و دانشجویانی از سراسر دنیا از هند و پاکستان و اروپا و آفریقا همه با او همکاری دارند. مهم مدیریت است که متاسفانه ما در کشور در بخش صنعت مدیریت خوبی نداریم.

شرکت های دانش بنیان می توانند محصولات پژوهشی را به کالایی قابل عرضه تولید کنند. به نظر شما این شرکت ها تا چه اندازه می توانند تاثیرگذار باشند؟

شرکت های دانش بنیان و شهرک های علمی- تحقیقاتی فکرهای منطقی و جدید است. دانشگاه صنعتی شریف در راه اندازی شرکت های دانش بنیان موفق عمل کرده است. ما هم قصد داریم در دانشگاه صنعتی اصفهان موضوع شرکت های دانش بنیان را تعقیب کنیم. اما نباید با تغییر دولت ها این سیاست ها تغییر کند. ما باید برنامه های بلند مدت 20 ساله داشته باشیم تا این طرح ها نیمه کاره رها نشود. انتظار این است که دولت در برداشتن قدم های اول به جوانان کمک کند.

به نظر شما همکاری و حضور استادان دانشگاه ها در شرکت های دانش بنیان می تواند راهکار مناسبی برای کمک به دانشجویان در عبور از مسیرتبدیل پژوهش به محصولات قابل عرضه باشد؟

من به جای استادان روی نقش دانشجو ها تاکید می کنم. من وقتی نمی توانم مساله ای را حل کنم، آخرین راه حلی که به نظرم می رسد این است که این مساله را به صورت پرسش برای دانشجویان مطرح کنم. من این را از بزرگان علم آموخته ام. حتی گاهی دانشجویان سال اولی هم می توانند پاسخ های خوبی برای حل این مساله ارائه کنند. وقتی مشکل یا مساله را بین 150 نفر مطرح می کنید در نهایت یک نفر پیدا می شود که می تواند این مساله را حل کند. هوش همه افراد به یک اندازه نیست. من بارها این را تجربه کرده ام بعضی از افراد بسیار تیزهوش هستند. گاهی دانشجوی سال اولی می تواند به یک سوال پیچیده مقطع دکتری هم پاسخ دهد. استاد نقش مدیریتی دارد. استاد مانند یک مربی فوتبال است که خودش گل نمی زند. این بازیکن است که گل می زند. مربی کنار زمین حرص می خورد و با داد و فریاد بازیکنان را هدایت می کند. اما این ابتکار عمل بازیکن است که موجب می شود گلی وارد دروازه شود. اگر این طور نبود مربی خودش بازی می کرد. مربی کنار زمین است. ما باید به توانایی جوانانمان بها دهیم. ما به عنوان استاد دانشگاه مشکل را به گوش دانشجو می رسانیم یا به عبارتی مشکل را برای دانشجو مطرح می کنیم و از او می خواهیم برای حل این مشکل راه حل ارائه کند. من یک بار در کلاس به مشکل کمبود آب شیرین در مناطق محروم اشاره کردم و به آنها گفتم در کشور هند دستگاهی ساخته اند که می تواند این مشکل را برطرف کند و با قیمت ارزان تولید می شود و در مناطق کویری اکنون از این فناوری استفاده می شود. ده سال بعد در خیابان یکی از دانشجویانم را دیدم که گفت نمونه داخلی این دستگاه را تولید کرده و شرکتی را راه اندازی کرده و کسب و کار موفقی را از آن خود ساخته است. این در حالی است که من به عنوان استاد این دانشجو خودم نمی توانم چنین دستگاهی را بسازم.

اما خب اگر استاد نباشد که دانشجو خودش به تنهایی نمی تواند طرح مساله کند.

بله درست است اگر مربی نباشد بازیکنی وارد زمین فوتبال نمی شود. پس اینها لازم و ملزوم هستند. اما بارها پیش آمده است که فردی از صنعت مراجعه می کند و از ما می خواهد برای حل مشکل او راهکاری ارائه کنیم. صنعت نباید انتظار داشته باشد ما بتوانیم فی البداهه مشکل او را حل کنیم. یا دانشجویی برای استخدام و مصاحبه به کارخانه ای مراجعه می کند و مدیر کارخانه درباره راهکاری برای بهبود کیفیت محصول تولیدی از او سوال می کند. این در حالی است که دانشجو اصلا این محصول را از نزدیک ندیده است. دانشجو نباید در پاسخ بلافاصله اظهار بی اطلاعی کند. ما به او راه حل را یاد داده ایم؛ یعنی دانشجو می داند برای هر مشکل و مساله ای باید چه مسیری را طی کند و باید از مدیر کارخانه بخواهد برای این کار به او فرصت بدهد.

این برخورد موجب نمی شود صنعت تصور کند دانشجو چیزهایی آموخته که اصلا کاربردی ندارد؟

بله، متاسفانه درست است. فرض کنید ما یک میلیون ماده شیمیایی داریم. تولید این مواد فرایند پیچیده ای دارد. دانشجویی موفق تر است که بتواند سریع تر به راه حل مساله برسد. اگر ما در دانشگاه بهتر عمل کنیم و آموزش به شیوه بهتری انجام شود، دانشجو سریع تر به هدف و موفقیت نهایی می رسد. پس ما باید دانشجو را با شیوه پیدا کردن راه حل مناسب برای مسائل و مشکلات آشنا کنیم.

در چرخه پژوهش مردم مصرف کننده هستند. پژوهشگر پژوهش می کند و صنعت نیز متقاضی است. به نظر شما با این همه نیروی پژوهشی و امکانات، چرا بین آنها ارتباط خوبی برقرار نشده است؟

این درست است که کارهای پژوهشی خوبی در کشور انجام می شود؛ اما بعضی خبرهای کاذب و غیرعلمی تیتر خبرگزاری ها و روزنامه ها می شود. این مسائل آفت علم است. این حلقه ها لازم و ملزوم یکدیگرند. دولت باید حمایت کند. دولت و مردم باید به دانشگاه ها اعتماد داشته باشند؛ اما مردم باید بدانند دانشگاه نمی تواند معجزه کند. آلودگی هوا مشکلی نیست که بتوان آن را یک شبه حل کرد. مردم توقع دارند دانشگاه مشکلات را حل کند. نیروگاهی ساخته شده که از سوخت نامناسب استفاده می کند. دانشگاه برای حل این مشکل باید بررسی های لازم را انجام دهد. امکانات و فناوری های موجود در سطح دنیا را بررسی کند و متوجه شود؛ چرا به اینجا رسیده ایم که با این مشکل مواجه شده ایم. وقتی دانشگاه قادر به حل مشکلات زیست محیطی نباشد نسبت به دانشگاه بدبینی ایجاد می شود؛ بنابراین باید به دانشگاه اعتماد داشت و از آنها پشتیبانی کرد. رسالت اصلی دانشگاه تربیت نیروی متخصص است نه رفع آنی مشکلات صنایع.

با توجه به نفتخیز بودن و شرایط صنعت پتروشیمی، ما باید قطب شیمی دنیا باشیم؛ چرا به چنین موفقیتی دست نیافته ایم؟

پیشرفت علمی به مراتب ساده تر از ایجاد فناوری است. ما منابع را داریم؛ اما وقتی به فناوری می رسیم با بحران مواجه می شویم که در این شرایط صنعتگر نمی تواند کاری انجام دهد. مشکلات و محدودیت های موجود مانع بزرگی است. از همه مهم تر این که بین کشورها رقابت وجود دارد. عربستان، فناوری لازم را از دیگر کشورها می خرد و منابع مالی خوبی در اختیار دارد. صنعتگر ما نمی تواند دست خالی در برابر عربستان عرض اندام کند. گاهی دانشجو یک سال منتظر می ماند تا بتواند به یک فناوری برای انجام کار تحقیقاتی دسترسی پیدا کند. دانشجو، صنعتگر و مهندس کشور برای رسیدن به هر موفقیتی واقعا فداکاری می کنند. بدون امکانات طرح ها تا یک مرحله ای پیش می رود و به پایان نمی رسد.

در این میانه که گویا هیچ کدام از اجزای این حلقه بزرگ بدرستی کار نمی کند؛ رسالت شما به عنوان استاد چیست؟

قبل از انقلاب چند سالی در دانشگاه کار کردم و بعد از پایان تحصیلات دکتری در دوره بعد از انقلاب به فعالیت در دانشگاه ادامه دادم. ما از افرادی هستیم که دهه 60 وارد دانشگاه شدیم. من همیشه این را می گویم که من و همدوره ای هایم یک افتخار بزرگ داریم. ما در مجموع نسلی را تربیت کرده ایم که بسیار بهتر از خودمان هستند. من با 40 سال سابقه حدود 50 مقاله دارم؛ اما استادان دهه شصتی دانشجویانی تربیت کرده اند که در چهل سالگی 300 مقاله تهیه و دو اختراع جهانی ثبت کرده است. بسیاری از دانشجویان من در سطح جهانی درخشیده اند و این برای من یک افتخار بزرگ است. این نسل جدید توانمندتر از ما عمل کرده است هرچند ما مشوق و راهنمای آنها بوده ایم، اما بخش اعظم آن مدیون تلاش خود آنهاست؛ آنها باید بهتر از خودشان تربیت کنند که به همین دلیل کار آنها به مراتب مشکل تر از کار ماست. شعار من همیشه این بوده است که استادان دانشگاه باید دانشجویانی تربیت کنند که به مراتب بهتر از خودشان باشند. ما در افتخار دانشجویانمان شریک هستیم.

اما گفته می شود شیمی علم زندگی است.

شما به من بگویید کدام علم، علم زندگی نیست. نه تنها شیمی بلکه ریاضی، فیزیک و پزشکی هم علم زندگی است. همه باید به این موضوع باور داشته باشند که همه رشته های علمی حتی روان شناسی و جامعه شناسی هم علم زندگی است.

در گذشته همه علوم در کنار هم و با هم کار می کردند. ابوعلی سینا نه تنها به شیمی بلکه به پزشکی، ریاضی، طب و نجوم هم آشنایی داشت، اما با گذشت زمان حوزه فعالیت افراد تخصصی تر شد. کسی که شیمی می خواند فقط در حوزه رشته شیمی کار می کرد؛ اما امروز دوباره به گذشته بازگشته ایم و در بسیاری از طرح ها متخصصانی از همه رشته ها با هم فعالیت می کنند. به عنوان مثال تولید دارو از جمله این طر ح هاست که در آن همه رشته ها یعنی شیمیدان ها، داروسازها ، مهندس مکانیک و ساختمان هم در رسیدن به موفقیت نقش دارد. حتی یک موسیقیدان نقش مهمی در ایجاد فضای آرامش برای یک محقق دارد. حتی تهیه کننده یک سریال طنز که باعث رفع خستگی این متخصصان می شود هم در این موفقیت سهمی دارد. البته شیمی علمی است که شاید بتوان گفت گستره و ابعاد آن ملموس تر است و به همه حوزه ها قدم گذاشته است. اما فکر می کنید کدام علم در جنبه های مختلف زندگی دخالت نداشته است. به نظر من تاثیر رشته هایی مانند پزشکی بیشتر نمایان است.

می خواهیم با شما سری به کلاس درس شیمی بزنیم. خیلی ها تصور می کنند شیمی یعنی حفظ فرمول های ریز و درشت و کار در آزمایشگاه، آیا واقعا این طور است؟

امروز دیگر آن زمان گذشته است که دانشجو بخواهد مطالب درسی را حفظ کند. ما قبل امتحان اعلام می کنیم همه فرمول ها را برای امتحان در اختیار دانشجو قرار می دهیم و نیازی نیست دانشجو آنها را حفظ کند. ما فقط قدرت تفکر دانشجو را محک می زنیم. چگونگی تفکر او ملاک است. روش ها امروزه تغییر کرده است. ما به دانشجوی امروز یاد می دهیم چگونه مساله را حل کرده و پیش برود. اگر این را به دانشجو بگوییم او هم همین مسیر را طی می کند. وقتی مساله ای مطرح می شود ممکن است برای دانشجویی جذاب باشد و برای دانشجوی دیگر جذاب نباشد. اما باید مشکلات جامعه را برای دانشجو مطرح کنیم تا او راه حل را پیدا کند.

باید مجهولات دانشجو را افزایش داد نه معلومات او را

من همیشه اولین جلسه کلاس دانشگاه، درس را با شعری از حکیم فردوسی آغاز می کنم «به نام خداوند جان و خرد» و زیر کلمه خرد خطی می کشم. حکیم فردوسی سال ها پیش از خرد نام برده است. هر چه ما داریم از خرد است. شیر حیوانی قوی است، اما قادر به برقراری روابط اجتماعی نیست. اگر خرد نبود بشر امروز در غار زندگی می کرد و تنها امکاناتی که از آن استفاده می کرد هم فقط نور مهتاب بود. غم انگیزترین روز زندگی من روز بیست و هشتم اسفند و روز پایان ترم است. در چنین روزهایی دانشگاه مانند باغی است که همه گل های آن را چیده اند. من همیشه در جلسه پایانی به دانشجویانم می گویم امیدوارم بعد از گذشت این ترم تحصیلی توانسته باشم مجهولات ذهن شما را افزایش داده باشم. لازمه معلومات، مجهولات است. کسی که معلومات بیشتری دارد مجهولات بیشتری دارد. کسی که معلومات ندارد مجهولاتی در زندگی ندارد. جامعه ما مشکلات زیادی دارد که دانشجوباید با آنها آشنایی داشته باشد و 30 سال است در جلسه پایانی کلاس شعری روی تخته می نویسم. هیچ صیادی در جوی حقیری که به مردابی می ریزد مروارید صید نخواهد کرد.

یعنی به دانشجویان پیش از خداحافظی می گویم اگر به دنبال مروارید و پیشرفت کشور هستید باید به دنبال علم باشید و به اقیانوس علم قدم بگذارید.

40 سال شکست و موفقیت در دانشگاه

خودتان را معرفی کنید؟

بیژن نجفی ، متولد 1328 اصفهان.

درباره خانواده خود؟

در یک خانواده کارمندی بزرگ شدم که تعداد این خانواده 5 +1 بود؛ پدر، مادر، خودم و دو خواهر و یک عضو دیگر که قبل از من در خانواده حضور داشت و آن روزنامه بود. هیچ وقت یاد ندارم پدرم بدون روزنامه وارد خانه شود.

آیا روزنامه و مطالعه پدر دلیل کشش شما به دانشگاه شد.

تا اندازه زیادی موثر بود، اما تشویق پدر به خواندن کتاب هم بی تاثیر نبود.

آیا دانش آموز نخبه بودید؟

به هیچ وجه. در کلاس چهارم دبیرستان از شیمی تجدید شدم. با معدل 15 دیپلم گرفتم و در کنکور از بین 49 نفر قبول شده رشته شیمی نفر چهل و هشتم شدم.

شرایط در دانشگاه؟

در دانشگاه بهتر درس خواندم و آن به خاطر استادان دلسوز و علاقه مندی بود که همواره مشوق دانشجویان بودند.

پس از اخذ کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی دوره سربازی (به عنوان مربی در دانشگاه شیراز) برای دکتری به آمریکا رفته و موفق به اخذ دکترای شیمی فیزیک از دانشگاه براون شدم.

یک هفته پس از اتمام تحصیلات به ایران عزیمت کردم و با توجه به بسته بودن دانشگاه، یک سال در جهاد دانشگاهی کار کردم، بعد چهار سال در دانشگاه شیراز و از سال 64 تاکنون در دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول به کار هستم.

بهترین خاطره از زمان تحصیل در آمریکا؟

موقع خداحافظی ، استادم گفت: حال که عازم ایران هستی به یاد داشته باش اگر دانشجوی تو در درسی رفوزه شد، این تو هستی که رد شده ای چون نتوانسته ای او را به یادگیری علاقه مند سازی.

پرسش دانشجوی مورد علاقه شما؟

دانشجویی که حرف مرا بسادگی قبول نکند و بگوید استاد راه حل شما بهترین نیست و راه حل بهتری وجود دارد.

کتاب های مورد علاقه شما؟

بیوگرافی بزرگان و پی بردن به علت موفقیت و شرح رنج های آنها برای رسیدن به حل مشکلات جامعه.

بهترین روزهای دانشگاهی شما؟

شنیدن خبر موفقیت یکی از دانشجویان و قبولی چاپ مقاله خود یا دانشجویانم.

بدترین روزهای دانشگاهی شما؟

بیست و هشتم اسفند هر سال که دانشجویان به شهر خود رفته اند و دانشگاه بدون دانشجو باقی می ماند که همه چیز دارد به جز گل و آخرین جلسه کلاس که با دانشجویان خود خداحافظی می کنم.

بهترین فیلم سینمایی که دیده اید؟

بتازگی فیلمی دیدم که آخرین جمله قهرمان فیلم از خدای خود می پرسید «آیا در زندگی لیاقت محبت های تو را داشتم» و از خود می پرسم آیا سزاوار محبت های دانشجویان خود بوده ام (نام فیلم نجات سرباز رایان).

بهترین معلم شما؟

استادان، همکاران و بیشتر از همه دانشجویانم.

انتظار شما از دانشجویان؟

در تاریخ خواندم که یکی از عرفای بنام کشورمان پس از سال ها عبادت درخواست مریدان خود را قبول کرد که در جمعه ای در مسجد برای مردم صحبت کند. در آن جمعه ولوله عجیبی ایجاد شد و مردم شهر به طرف مسجد روان شدند و مسجد از مریدان پر شد. شیخ در حال بالا رفتن از منبر بود که دربان مسجد ندا سر داد هر کس از هر جایی که ایستاده است یک قدم بیاید جلوتر (تا جا برای بقیه ایجاد شود). شیخ که این را شنید، گفت، مردم آنچه من در دو ساعت می خواستم برای شما بگویم، این مرد در یک کلمه گفت. من هم می خواستم بگویم «هر کس از هر جایی که هست یک قدم به جلو بردارد، هر قدم که برای خدا بردارید خدا ده قدم برای شما برمی دارد. شیخ این را گفت و دیگر چیزی نگفت و به خانقاه خود برگشت.

من هم می گویم اگر هرکدام از دانشجویان یک قدم (هر چند کوچک) برای حل مشکلات جامعه بردارد، هزاران قدم به جلو می رویم.

عقیده شما نسبت به نخبه پروری؟

باید توجه داشت هر چند جامعه از سوی نخبگان هدایت می شود، ولی چرخ های مملکت به وسیله متخصصان غیرنخبه می چرخد. نباید از تربیت این قشر عظیم غافل بود. جامعه هم به متخصصان نخبه نیاز دارد و هم به متخصصان غیرنخبه. همان طور که باید امکاناتی در اختیار نخبگان قرار داد که در المپیادها افتخار برای کشورمان کسب کنند، برای متخصصانی که قرار است در آینده چرخ های صنعت ما را بگردانند هم باید برنامه داشت.

در این مدت چه درسی را بیشتر تدریس کرده اید؟

ترمودینامیک که به عبارتی علم انرژی و کاربرد انرژی است.

به چه جنبه ای از این علم تاکید می کنید؟

برای حرکت چرخ های صنعت متاسفانه طبیعت از ما مالیاتی طلب می کند. وقتی شما ده لیتر بنزین وارد ماشین خود می کنید، فقط دو لیتر این بنزین صرف حرکت ماشین می شود و هشت لیتر به صورت انرژی سرگردان از بدنه ماشین وارد محیط می شود و علاوه بر از دست رفتن سرمایه، موجب مشکلات بسیار زیادی در محیط (آلودگی و...) می شود. ما این مالیات طبیعت را افزایش انتروپی جهان (و به عبارتی افزایش بی نظمی جهان) می گوییم. جالب است که اگر مامور اداره دارایی به شما زمان می دهد که تولید کنید، سود ببرید و آن وقت مالیات بپردازید، طبیعت اول مالیات (افزایش انتروپی) خود را می گیرد و بعد اجازه تولید به شما می دهد. هر چقدر به سمت تولید بیشتر برویم، مالیاتی بیشتر به طبیعت باید پرداخت کنیم. ترمودینامیک به ما می آموزد حال که باید تولید کنیم و مجبور به پرداخت این مالیات به طبیعت هستیم چه کار کنیم که هر چه کمتر این مالیات به طبیعت داده شود و از آلودگی محیط زیست و هدر رفتن ذخایر انرژی خود تا حد امکان جلوگیری کنیم. به عبارت دیگر ترمودینامیک به ما طراحی بهتر ماشین ها و استفاده صحیح از انرژی را می آموزد و به ما راه هایی برای کند کردن افزایش انتروپی جهان ارائه می دهد.

منبع: روزنامه جام جم
nesws
نظر شما
nesws
نام:
ایمیل:
* نظر:
nesws
آخرین اخبار
nesws
nesws
پر بیننده ترین عناوین
nesws